شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

آزمایش یک واکنش های گرماگیر   شرح کار     چند قطره آب برروی یک تخته می ریزیم و ظرف حاوی دو محلولNH4SCN  و Ba(OH)2  که قبلا با هم مخلوط شده اند را بر روی آب قرار می دهیم که به علت گرماگیر بودن واکنش ؛واکنش گرمای لازم را از محیط یعنی آب می گیرد […]

جزوه ی کامل موازنه ی واکنش های شیمیایی کنکور دانلود رایگان جزوه  

سئوالات امتحانی طبقه بندی شده شیمی سوم از اینجا دانلود کنید .  

لینک دانلود ۹۳ ( جدید ) : سوالات نهایی شیمی ۳

تست های جمع بندی شیمی ۳    تست های جمع بندی شیمی ۳  کاری از گزینه ۲ رو میتونید از لینک زیر دانلود کنید. این تست ها با پاسخ تشریحی هستند و میتواند واقعا بشما کمک کنند  تست های جمع بندی شیمی ۳  شامل تست های دو فصل اول شیمی ۳ هستتند.   دانلود تست های […]

درسنامه ی فصل ۲ شیمی پیش   درسنامه ی فصل ۲ شیمی پیش که توسط کانون فرهنگی آموزش قرار گرفته رو برای دانلود براتون گذاشتیم. درسنامه ی فصل ۲ شیمی پیش شامل تمامی نکات کنکوری این فصل به همراه تعدادی تست های تالیفی استاندارد و مناسبه.   دانلود درسنامه ی فصل ۲ شیمی پیش  

بایگانی برای دسته "تاریخ شیمی"

موریس ویلیام تراورز شیمی‌دان انگلیسی

بدون نظر

موریس ویلیام تراورز شیمی‌دان انگلیسی

تراورز با شیمی‌دان اسکاتلندی ویلیام رمزی در اکتشاف گازهای نجیب کریپتون (Kr)، زنون (Ne) و نئون (Ne) همکاری داشته است. کار بر روی تعدادی از گازهای نجیب باعث گردیده بود تا در نشست‌های علمی، لقب تراورز گازهای نجیب به وی خطاب گردد. تراورز همچنین در تاسیس انیستیتوی علوم هندوستان در شهر بنگلور، نقشی محوری داشته است.


تاریخچه ی دانشمندان شیمی ۲ ، ۳ و ۴

بدون نظر

تاریخچه ی دانشمندان شیمی ۲ ، ۳ و ۴

 

 

دانلود رایگان جزوه


آرتور هاردن

بدون نظر
آرتور هاردن
ArthurHarden.jpg
متولد ۱۲ اکتبر ۱۸۶۵
منچستر
مرگ ۱۷ ژوئن ۱۹۴۰ میلادی (۷۴ سال)
Bourne End , باکینگهام شایر
ملیت  بریتانیا
رشته فعالیت زیست‌شیمی
محل کار موسسه لیستر
دانش‌آموختهٔ دانشگاه منچستر
دانشگاه ارلانگن
دلیل شهرت مخمر
جوایز Nobel prize medal.svgجایزه نوبل شیمی (۱۹۲۹)

سر آرتور هاردن (به انگلیسی: Sir Arthur Harden) (زاده ۲۰ مهر ۱۲۴۴ – درگذشته ۲۷ خرداد ۱۳۱۹) یک زیست‌شیمیدان انگلیسی بود. وی در سال ۱۳۰۸ (۱۹۲۹ میلادی) به همراه اولر-شلپین موفق به کسب جایزه نوبل شیمی شد.

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Arthur Harden»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۸ فوریه ۲۰۱۴).

تاریخچه جدول تناوبی

بدون نظر

نظریات عنصری از عهد باستان






نظریات عنصری از عهد باستان

مردم ازعهد عتیق بعضی از عناصر شیمیایی مانند طلا، نقره و مس را می‌شناختند زیرا این عناصربه صورت طبیعی در طبیعت یافت می‌شدند و نسبتا توسط وسایل ابتدایی به راحتی استخراجمی‌شدند. البته، این تصور که تعداد محدودی عنصر وجود دارد که همه چیز از آن‌ها تشکیلشده‌اند از فیلسوف یونانی ارسطو نشأت می‌گیرد. حدود ۳۳۰ سال قبل از تولد مسیح ارسطوبیان کرد که همه چیز از مخلوطی که از یک یا چند از چهار “ریشه” تشکیل شده‌اند(در اصل تعداد چهار از فیلسوف سیسیلی امپدوکلس گرفته شده بود)، ولی بعدها کلمه”عنصر” توسط پلاتو (Plato) جایگزین شد. چهارعنصر زمین، آب، هوا و آتش بودند. زمانیکه مفهوم عنصر به این گونه معرفی شد، نظریاتارسطو و پلاتو هیچ پیشرفتی در فهم عالم ماده بوجود نیاورد.

عصرروشنفکری

هینیگ براند(Hennig Brand) بر اساس آنچه ثبت شده اولین کسی است که یک عنصر جدید کشف کرد. براند یک تاجر ورشکسته آلمانی بود که تلاش می‌کرد سنگ جادو را کشف کند. (یک شی افسانه‌ای که تصور می‌شد می‌تواند فلزات عادی را به طلا تبدیل کند) اوتوسط تقطیر ادرار انسان آزمایشاتش را انجام می‌داده تا اینکه در سال ۱۶۴۹ او سرانجامیک شی درخشنده سفید مشاهده کرد که نامش را فسفر گذاشت. او کشف خود را مخفی نگاه داشت،تا سال ۱۶۸۰ زمانی که رابرت بویل (Robert Boyle) دوباره آنرا کشف کرد و این ماده عمومی شد. این کشف و کشف‌ها دیگر این سوال را بوجود آورد که”عنصر” بودن یک ماده به چه معنا است.

در سال۱۶۶۱ عنصر را به اینگونه تعریف کرد که ماده‌ای است که نمی‌تواند توسط واکنش شیمیاییبه مواد ساده‌تر تجزیه شود. این تعریف ساده در واقع به مدت تقریبی ۳۰۱ سال رایج بود(تا زمان انتشار مفهوم ذرات زیراتمی)، و حتی امروز نیز این تعریف در کلاس‌های مقدماتیشیمی تدریس می‌شود.

آنتوان لاووازیه

کتابTraité Élémentaire de Chimie (شرح مقدماتی شیمی، سال ۱۷۸۹، ترجمه شده به انگلیسی توسط رابرت کر) از لاوازیه اولین کتاب درسی شیمی مدرن در نظر گرفته شده است. این کتابشامل یک لیست از عناصر یا مواد است که نمی‌توانند تجزیه شوند، که شامل اکسیژن، نیتروژن،هیدروژن، فسفر، جیوه، روی و گوگرد می‌شود. این کتاب همچنین پایه‌ای برای لیست عناصرامروزی شکل داده است. لیست او، اگرچه همچنین شامل نور و کالری نیز می‌شده که او باورداشته است این مفاهیم اشیا مادی هستند. زمانیکه اکثر شیمیدان‌های مطرح زمان مطالب جدیدکه لاوازیه می‌گفت را قبول نمی‌کردند، کتاب شرح مقدماتی به قدری خوب نوشته شده بودکه نسل‌های جوان‌تر را متقاعد کند. البته، به این دلیل که تعاریف لاوازیه تنها عناصررا به عنوان فلزات و غیز فلزات دسته بندی کرده بود، برای یک تحلیل کامل کافی نبود

یوهان ولفگانگ دوبراینر

در سال۱۸۱۷، یوهان ولفگانگ دوبراینر شروع به فرمول بندی یکی از اولین تلاش‌ها برای دسته بندی عناصر کرد. در سال ۱۸۲۸ او یافت که بعضی عناصر گروه‌هایی ۳تایی را با خواص مشابه تشکیلمی‌دهند. او نام این گروه‌ها را “سه تایی” (“triad”) گذاشت.بعضی از سه تایی‌ها که توسط دوبراینر دسته بندی شدند:

کلر، برمو ید

کلسیم، استرانسیم و باریم

گوگرد، سلنیم و تلوریم

لیتیم، سدیم و پتاسیم

در همه‌‌‌یسه تایی‌ها، وزن اتمی عنصر دوم همواره دقیقا میانگین وزن اتمی عنصر اول و سوم بودهاست.

دسته بندی عناصر

در سال۱۸۶۹، مجوعا ۶۳ عنصر کشف شده بود. با افزایش تعداد عناصر شناخته شده، دانشمندان شروعبه شناخت الگوهایی برای طرز رفتار مواد شیمیایی و تدبیر روش‌هایی برای دسته بندی عناصرکردند.

Alexandre-Emile Béguyerde Chancourtois

Alexandre-Emile Béguyerde Chancourtois(20 ژانویه ۱۸۲۰- ۱۴ نوامبر ۱۸۸۶) یک زمین شناسفرانسوی بود که برای اولین بار متوجه حالت تناوبی عناصر شد. (به نظر می‌رسید عناصرمشابه در فواصل معینی ظاهر می‌شوند اگر بر اساس وزن اتمی‌شان چیده شوند) او یک شکل اولیه از جدول تناوبی درست کرد، که آو آن را مارپیچ زمینی (telluric helix) نامید.به این شکل که عناصر در یک مارپیچ روی یک استوانه بر اساس افزایش عدد اتمی چیده شده بودند،De Chancortois مشاهده کرد که عناصر با خواص مشابه بصورت عمودی در یک خط قرار می‌گیرند. جدول او شامل چند یون و ترکیب به علاوه‌ی عناصربود. مقاله‌ی او در سال ۱۸۶۲ منتشر شد اما بیشتر شامل اصطلاحات زمین شناسی بود تا شیمیاییو شامل یک نمودار نبود (در اصل نمودار را منتشر نکرد در صورتیکه نمودار نیز داشت)؛یه عنوان یک نتیجه، این مقاله توجه کمی را به خود جلب کرد تا زمان تحقیق دیمیتری مندلیف

.

جان نیولندز

جان نیولندز(John Newlands) یک شیمیدان انگلیسی بود که در سال ۱۸۶۵،۵۶ عنصر شناخته شده تا آن زمان را به ۱۱ گروه بر اساس تشابه خواص فیزیکی تقسیم کرد.

نیولندزبه این نکته پی برده بود که جفت عنصرهای مشابهی وجود دارند که اختلاف عدد اتمی آن‌هاضریبی از عدد ۸ می‌باشد. البته قانون هشتایی‌های او (law of octaves) بهدلیل اینکه شبیه مقیاس نت‌های موسیقی بود، توسط افراد معاصر با او مورد تمسخر قرارگرفت. تا قرن اخیر که به دلیل نظریه پیوند والانس گیلبرت ن.لوییس(Gilbert N. Lewis’ valance bond theory) در سال ۱۹۱۶ و نظریهاوکتت یا هشتایی ایروینگ لانگمور (Irving Langmuir) در سال۱۹۱۹ اهمیت حالت تناوبی عدد هشت مورد قبول واقع شد.

دیمیتری مندلیف

دیمیتری مندلیف (Dmitri Mendeleev)، شیمیدان روسی، اولین دانشمندی بود که جدولیتناوبی طراحی کرد بسیار مانند آنچه ما امروز استفاده می‌کنیم. مندلیف عناصر را در یکجدول بر اساس وزن اتمی، مطابق با مقدار تقریبی جرم مولی که امروزه شناخته شده است،تنظیم کرد. بعضی مواقع گفته می‌شود که او در سفرهای طولانی با قطار “کارت بازیشیمیایی” بازی می‌کرده است که از کارت‌هایی استفاده می‌کرده است که دارای نکات مختلف از عنصرهای شناخته شده بوده است. در ۶ مارچ سال ۱۸۶۹ یک ارائه‌ی رسمی برای انجمن شیمی روسیه اجرا شد با عنوان وابستگی میان خواص اوزان اتمی عناصر.(The Dependence Between the Properties of the Atomic Weights of the Elements) جدولاو در یک روزنامه گمنام روسی منتشر شد ولی به سرعت در سال ۱۸۶۹ در یک روزنامه آلمانیبه نام Zeitschrift für Chemie (به فارسی:مجله شیمی) دوباره منتشر شد. این روزنامه عنوان کرده بود که:

عناصر اگربر اساس وزن اتمی‌شان مرتب شوند، یک تناوب آشکار از خواص را به نمایش می‌گزارند.

عناصر مشابه با توجه به خواص شیمیایی آن‌ها یا دارای اوزان اتمی نزدیک به هم هستند(مانندPt، Ir، Os) یا به صورت منظم وزن اتمی‌شان افزایش می‌یابد (مانندK، Rb، Cs).

آرایش عناصریا گروه‌های عناصر بر اساس وزن اتمی، وابسته به یک خصوصیت آن‌ها به نام والانس است و همچنین با توجه به برخی فضاها وابسته به خواص شیمایی خاصه آن‌ها است؛ همانطور کهدر میان سری‌های Li، Be، Ba، C، N، O وSn نیز مشابه است. (در اصل بایدLi، Be، B، C، N، O وFباشد)

عناصری کهبه صورت گسترده پخش شده‌اند دارای اوزان اتمی کوچک هستند.

دامنه‌یوزن اتمی مشخصات عنصر را تایین می‌کند، همانند دامنه وزن مولکولی که مشخصات ساختاریترکیب را مشخص می‌کند.

ما بایدانتظار کشف بسیاری از عناصر کشف نشده را داشته باشیم _ برای مثال، عناصر مشابه با آلومینیم و سیلیسیم _ که وزن اتمی آن‌ها می‌بایست بین ۶۵ تا ۷۵ باشد.

وزن اتمی یک عنصر ممکن است گاهی اوقات توسط اطلاعات از عناصر مجاورش اصلاح شود. به این صورت وزن اتمی تلوریم می‌بایست مابین ۱۲۳ و ۱۲۶ باشد و نمی‌تواند ۱۲۸ باشد. (این مساله براساس مکان تلوریم که بین آنتیموان و ید که دارای وزن اتمی ۱۲۷ می‌باشد بیان می‌شود.البته موزلی بعدها مکان این عناصر را بدون تجدید نظر در مقادیر وزن اتمی توضیح داد)    

خواص مشخص عناصر می‌تواند توسط اوزان اتمی‌شان پیش بینی شود.

مزایای علمی جدول مندلیف

مندلیف کشف عناصر دیگر را پیش بینی کرده بود و فضای خالی برای این عناصر در نظر گرفته بود. بانام‌های اکا-سیلیسیم (ژرمانیم)، اکا-آلومینیم (گالیم)، و اکا-بور (اسکاندیم). به اینصورت هیچ اختلالی در جدول تناوبی وجود نداشت.

او اشارهکرده بود که بعضی از اوزان اتمی آن زمان نادرست هستند.

او انحرافاز قانون وزن اتمی را نیز فراهم کرده بود.

 نقایص جدول مندلیف

جدول او دربردارنده‌ی هیچ یک از گازهای نجیب که بعدا کشف شدند نبود. این عناصر توسط سر ول یام رمزی (Sir William Ramsay) به عنوان گروه ۰،بدون ایجاد هیچ اختلالی در مفهوم پایه‌ای جدول تناوبی اضافه شدند.

هیچمکانی برای ایزوتوپ‌های عناصر مختلف که بعدا کشف شدند وجود نداشت.

مکاندرستی برای هیدروژن در جدول نتاوبی در نظر گرفته نشده بود. هیدروژن هم می‌توانست درگروه فلزات قلیایی و هم در گروه هالوژن‌ها قرار بگیرد. به این صورت، قانون تناوبی دیمیتری مندلیف نمی‌توانست یک مکان مناسب برای هیدروژن در نظر بگیرد.

لوتر مایر

بدون شناختن مندلیف، لوتر مایر نیز در حال کار بر روی جدول تناوبی بود. هر چند تحقیق او در سال۱۸۶۴ منتشر شد و به صورت مستقل از مندلیف انجام شده بود، بعضی از تاریخ‌دانان او رابه عنوان خالق مشترک جدول تناوبی در نظر می‌گیرند. برای اشاره باید بدانیم که جدولمایر دارای ۲۸ عنصر بود. علاوه بر این، مایر عناصر را بر اساس وزن اتمی مرتب نکردهبود و فقط بر اساس والانس مرتب کرده بود. در آخر، مایر هیچ گاه به ایده‌ی پیش‌ بینیعناصر و تصحیح اوزان اتمی نرسید. بعد از چند ماه از اینکه مندلیف جدول تناوبی خود رااز همه‌‌ی عناصر کشف شده منتشر کرد (و بعضی از عناصر جدید را برای تکمیل جدول پیش بینیکرد، بعلاوه وزن اتمی بعضی از عناصر را نیز تصحیح کرد)، مایر جدول واقعا مشابه خودشرا منتشر کرد. زمانی‌ که عده‌ی کمی از مردم مایر و مندلیف را به عنوان خالقان مشترکجدول تناوبی تصور می‌کردند، اکثرا بر این عقیده بودند که مندلیف خودش این جدول را منتشرکرده و پیش بینی دقیق خواص عناصر کشف نشده توسط مندلیف باعث شد تا سهم بیشتری از ایناعتبار به او برسد. در هر زمینه‌ای، در طول زمان پیش بینی‌های مندلیف بسیار افراد معاصرشرا تحت تاثیر قرار می‌داد و همگی نیز سرانجام درست بودند. یک شیمیدان انگلیسی به نام ویلیام اودلینگ (William Odling)، همچنین یکجدول در سال ۱۸۶۴ تهیه کرد که به صورت قابل توجهی شبیه جدول مندلیف بود.

اصلاحات جدول تناوبی

هنری موزلی

در سال۱۹۱۴ هنری موزلی رابطه‌ای بین طول موج پرتو X عنصرو عدد اتمی آن (Z) پیدا کرد، بر ایناساس جدول را دوباره و این بار بیشتر بر پایه‌ی بار اتمی مرتب کرد. قبل از این کشف،اعداد اتمی فقط اعدادی پی در پی بر اساس وزن اتمی بودند. کشف موزلی نشان داد که اعداداتمی یک پایه‌ی اندازه‌گیری تجربی دارند.

به این شیوه موزلی با این وجود که آرگون وزن اتمی بیشتری (۳۹٫۹) نسبت به پتاسیم (۳۹٫۱) دارد، آرگون(Z=18) را بر اساس طول موج‌های پرتو X قبلاز پتاسیم (Z=19) قرار داد. چیدمانجدید با خواص شیمیایی عناصر تطابق داشت، زیرا آرگون یک گاز نجیب و پتاسیم یک فلز قلیاییاست. به طور مشابه، موزلی کبالت را قبل از نیکل قرار داد، و همچنین می‌توانست توضیحدهد که تلوریم قبل از ید قرار می‌گیرد بدون بازبینی در وزن اتمی تجربی تلوریم(۱۲۷٫۶) که توسط مندلیف پیشنهاد شده بود.

تحقیق موزلی همچنین نشان داد که فضاهای خالی در جدول در اعداد اتمی ۴۳ و۶۱ وجود دارد که اکنون بهعنوان عناصر تکنسیم و پرومتیم شناخته می‌شوند، البته باید به این نکته توجه کنیم که هر دو این عناصر پرتوزا بوده و به صورت طبیعی وجود ندارند. هنری موزلی با پیروی ازدیمیتری مندلیف همچنین عناصر جدیدی را پیش بینی کرد.

گلن سیبورگ

در طول پروژه‌یتحقیقاتی منهتن در سال ۱۹۴۳ گلن سیبورگ (Glenn T.Seaborg) با یک مشکل پیش بینی نشده در جدا سازی امریسیم (۹۵) و کوریم (۹۶) مواجه شد. او شروع کرد به تفکردر این مورد که این عناصر بیشتر به نظر می‌رسد که به سری‌های متفاوت تعلق دارند کهاین مساله تفاوت خواص شیمیایی پیش بینی شده‌ی عناصر جدید را توجیه می‌کند. در سال۱۹۴۵، او برخلاف نصیحت همکارانش عمل کرد و پیشنهاد یک تغییر مهم در جدول تناوبی راداد: سری اکتنید.

نظریه اکتیندسیبورگ درباره‌ی ساختار الکترونی عنصر سنگین که پیش بینی می‌کرد که اکتنیدها یک سریگذار مشابه با سری نادر عناصر لانتانید تشکیل می‌دهند، اکنون در جوامع علمی کاملا موردقبول واقع شده و در تمام فرم‌های استاندارد جدول تناوبی وجود دارد. سری اکتنید ردیفدوم بلاک f (سری ۵f) استو شامل عناصر از اکتنیم تا لورنسیم می‌شود. بسط‌های متعاقب نظریه اکتنید سیبورگ یکفرضیه بوجود آورد که یک سری از عناصر فوق سنگین در سری زیر سری اکتنید وجود دارد کهشامل عناصر ۱۰۴ تا ۱۲۱ می‌شود و یک سری سوپر اکتنید نیز وجود دارد که شامل عناصر از۱۲۲ تا ۱۵۳ می‌شود. (البته در صورت کشف این عناصر این سری پیش بینی شده است)

دوره‌های اصلی اکتشاف

تاریخچه‌یجدول تناوبی همچنین تاریخچه‌ی اکتشاف عناصر شیمیایی نیز هست. IUPAC پنجدوره‌ی اصلی اکتشاف را پیشنهاد کرده است، و دوره‌ی ششم در اینجا برای عناصر سنتزی اخیرآمده است. (کشف شده از سال ۲۰۰۰ به بعد)

(جدول زیر با کیفیت بهتر برای علاقه مندان ضمیمه‌ی این مطلب شده است. لینک جدول در قسمت پایینمطلب)

جدول تناوبیبه عنوان یک نماد فرهنگی

در طول قرنبیستم، جدول تناوبی به صورت همه گیر رشد کرد. در یک فیلم حضور این جدول روی دیوار یککلاس نشان دهنده‌ی این است که این کلاس، یک کلاس علوم است. جدول تناوبی عناصر به راحتیبرای دانش آموزان به عنوان وسیله‌ای برای کمک به حل مسایل شیمیایی فراهم شده است.

در سال۱۹۹۸، یک جدول تناوبی با ابعاد ۶۵×۳۵ فوت در موزه‌ی علوم ویرجینیا ساخته شد و از رکوردهای گینش محسوب می‌شود.

 

 


شیمیدانی که بیشتر دارایی خود را جایزه داد

بدون نظر

آلفرد برنارد نوبل ، نوهٔ یکی از دانشمندان قرن هفدهم میلادی، اولاس رودبک (۱۶۳۰-۱۷۰۸)، فرزند سوم امانوئل نوبل (۱۸۰۱-۱۸۷۲) و آندریته آلسل (۱۸۰۵-۱۸۸۹) بود. او که متولد استکهلم سوئد بود، همراه با خانواده‌اش در سال ۱۸۴۲ به سن پترزبورگ مهاجرت کرد. در آن جا پدرش (که اولین تخته چندلایی را اختراع کرده بود) یک کارخانه تسلیحات سازی ایجاد کرده بود و مین‌های آبی می‌ساخت.

آلفرد در آن شهر به مطالعه شیمی پرداخت. در سال ۱۸۵۹، کارخانهٔ خانوادگی آن‌ها به عهده پسر دوم، لودویگ نوبل (۱۸۳۱-۱۸۸۸) گذاشته شد که آن را وسعت قابل ملاحظه‌ای بخشید. این شرکت خانوادگی بعد از مدتی ورشکسته شد و آلفرد به همراه خانواده‌اش به آمریکا رفت. وی تمام وقت خود را به تحقیق دربارهٔ مواد منفجره، مخصوصاً ایمن سازی و استفاده بهتر از نیتروگلیسیرین پرداخت.

در پی آزمایش‌ها گوناگون، چندین انفجار در کارخانه‌ای که خانواده اش در هلن بورگ خریده بودند به وقوع پیوست که در پی یکی از آن انفجار ها؛ در سال ۱۸۶۴ برادر کوچک آلفرد و چند نفر از کارگران کشته شدند.

نوبل دریافت که اگر نیتروگلیسیرین جذب یک ماده خنثی مانند دیاتومایت گردد، در هنگام جابجایی به مراتب امن تر خواهد بود و آن مخلوط را در سال ۱۸۶۷ به نام دینامیت ثبت کرد. او برای این کار از ترکیب سه واحد نیتروگلیسیرین و یک واحد دیاتومایت (که متشکل از ۸۶٪ سیلیس، ۵٪ سدیوم، ۳٪ منیزیم و ۲٪ آهن است.) به علاوه مقدار کمی کربنات سدیم استفاده کرد و آن را برای اولین بار در یک مراسم شکار در ردهیل، در سوری انگلستان به نمایش در آورد که مورد استقبال قرار گرفت.

دینامیت اولین مادهٔ منفجرهٔ قابل کنترلی به حساب می‌رود که از باروت قدرت بیشتری دارد. این ماده ابتدا با نام « گرد منفجرهٔ نوبل » فروخته می‌شد ولی بعد از معرفی شدنش؛ شهرت بسیاری یافت و به عنوان جایگزین مطمئنی برای باروت و نیتروگلیسیرین مطرح شد. نوبل به دقت بر ساخت و ساز دینامیت نظارت می‌کرد و سریعاً باعث تعطیلی تولید کنندگان غیر مجاز آن می‌شد. هر چند بعضی تجار آمریکایی با ایجاد تغییرات اندکی در ترکیب اصلی؛ او را دور زدند، با این حال دینامیت ثروت قابل توجهی نصیب نوبل کرد.

محصول بعدی او مخلوط نیتروگلیسیرین با ماده منفجره دیگری یعنی نیتروسلولوز (باروت فتیله) بود که به پیدایش ماده شفاف ژله مانندی منجر شد که از دینامیت نیز قدرتمند تر بود.  ژل منفجره در سال ۱۸۷۶ به ثبت رسید که به روش مشابهی تولید می‌شد.

گفته می‌شود که انتشار مطلب دروغین فوت نوبل در یک روزنامه فرانسوی در سال ۱۸۸۸، در حالی که او را به خاطر اختراع دینامیت گناه کار خوانده بود، او را به فکر ایجاد تصویر بهتری از خود نزد آیندگان واداشت. این نشریه این گونه نوشته بود:« فرشته مرگ مرده‌است ، دکتر آلفرد نوبل، فردی که برای ایجاد راهی برای کشتن افراد بیشتر در زمان کمتر ثروتمند شده بود؛ دیروز فوت کرد.»

در تاریخ ۲۷ نوامبر ۱۸۹۵ در باشگاه نروژی ها-سوئدی‌ها در پاریس، آلفرد نوبل آخرین وصیت نامه خود را امضا کرد و بیشتر دارایی خود را به جایزه‌ای اختصاص داد تا همه ساله بدون توجه به ملیتی خاص، به افراد شایسته اهدا گردد.

نوبل همچنین نمایش نامه‌ای به نام « نمسیس  » را در قالب نثر به رشته تحریر درآورد که یک تراژدی چهار شخصیتی در باره نجیب زاده‌ای ایتالیایی به نام « بئاتریسه سنسی » است. این نثر که تا حدودی بر گرفته از درام سنسی اثر پرسی بیشه شلی است، در سال‌های آخر عمر نوبل به چاپ رسید. به جز سه نسخه، تمامی نسخ دیگر این کتاب به اتهام توهین به مقدسات بلافاصله بعد از فوت وی نابود گردید. یکی از سه نسخهٔ بجا مانده که به دو زبان سوئدی و اسپرانتو است، اولین بار در سال ۲۰۰۳ در سوئد به چاپ رسید.

او بر اثر سکته قلبی در گذشت و مبلغ ۳۱ میلیون کرون سوئد، حدوداً معادل ۴٫۲ میلیون دلار آمریکا به جایزه مذکور تعلق یافت. آلفرد برنارد نوبل هرگز ازدواج نکرد. مقبرهٔ وی در نورّابگراونینگزپلاتسن در استکهلم قرار دارد.


زندگی هانری بکرل

بدون نظر

 زندگی نامه ی آنتوان هانری بکرل

انتوان هانری بکرل در سال ۱۸۵۲ در خانواده‌ای تحصیل‌کرده در فرانسه زاده شد

آنتوان هانری بکرل، فیزیکدآنان فرانسوی از کاشفان پدیده‌ پرتوزایی یا رادیواکتیویته است.

پدر و پدربزرگش نیز مانند او در رشته‌ فیزیک تحصیل کرده و در همین رشته به درجه‌ پروفسوری رسیده بودند.

آنتوان هانری بکرل از سال ۱۸۷۲ تا ۱۸۷۴ در پلی‌تکنیک پاریس و از سال ۱۸۷۴ تا ۱۸۷۷ در مدرسه‌ «پل‌ها و راه‌ها» تحصیل کرد. از سال ۱۸۷۸ به عنوان دانشیار در پلی‌تکنیک و در وزارت راه و پل، به عنوان مهندس ارشد مشغول به کار شد.

بکرل در سال ۱۸۸۴ موفق به اثبات نوارهای اشعه‌ مادون قرمز در طیف نور خورشید شد. او در سال ۱۸۸۹ به عضویت آکادمی علوم درآمد و در سال ۱۸۹۱ کرسی استادی فیزیک کاربردی را در موزه‌ تاریخ طبیعی پاریس از آن خود ساخت. در همان سال بود که وی کار بر روی پدید‌ه‌  فسفرسانس در مواد معدنی گرمادیده را آغاز کرد.

کشف اشعه‌ ایکس یا رونتگن توسط ویلهلم کونراد رونتگن در سال ۱۸۹۵، توجه بکرل را به پدیده‌ فلوئورسانس جلب کرد.

فسفرسانس و فلوئورسانس به پدیده‌هایی گفته می‌شود که در آنها ماده‌ای خاص پس از قرار گرفتن در برابر نور مرئی یا نامرئی یا عوامل دیگری مانند ضربه دیدن یا گرم شدن، انرژی را در خود ذخیره کرده و سپس به صورت طیفی از امواج مرئی منتشر می‌کند. تفاوت این دو پدیده، در زمان میان دریافت و تابش، یا به عبارتی در دوام تابش است. اگر زمان تحریک کمتر از یک ثانیه باشد، پدیده را فلوئورسانس و اگر بیشتر از آن باشد فسفرسانس می‌نامیم.

بکرل که روی پدیده‌ فلوئورسانس کار می‌کرد، در یکی از تحقیقات خود مقداری از یک ماده‌ حاوی اورانیوم را روی کاغذ سیاهی که در زیر آن صفحه‌ حساس عکاسی قرار داشت گذاشت و آن را در معرض تابش نور خورشید قرار داد.

بکرل عقیده داشت که نور خورشید نمی‌تواند از کاغذ سیاه بگذرد، اما اگر در تابش فلوئورسانسی که این ماده تولید می‌کرد‌، اشعه‌ ایکس وجود داشته باشد، این اشعه می‌تواند بر روی صفحه‌ عکاسی اثر بگذارد. او پس از توقف کار خود، صفحات عکاسی را که حاوی مقداری اورانیوم بود، در کشوی میزش قرار داد. پس از چند روز که تصمیم گرفت عکسها را ظاهر کند، متوجه شد که صفحه‌ عکاسی بر اثر تابش یک اشعه‌‌ بسیار قوی سیاه شده است. بررسی‌های بیشتر بکرل در این زمینه، منجر به کشف عناصر رادیو‌اکتیو شد.

بکرل در ۲۴ فوریه‌ ‌همان سال، آکادمی علوم را از کشف خود باخبر کرد. او به خاطر کشف این تابش خودبخودی، که توسط ماری کوری رادیواکتیویته نام گرفته بود، همراه با پی‌یر و ماری کوری فرانسوی، جایزه‌ نوبل فیزیک را دریافت کرد.

بکرل در سال ۱۹۰۳ به پاس کشف پرتوزایی خودبخودی و دیگر خدماتش، به همراه ماری و پی‌یر کوری، جایزه‌ نوبل فیزیک را دریافت کرد. واحد اندازه‌گیری پرتوزایی، به یاد او به همین نام نامگذاری شده است.

آنتوان هانری بکرل، در ۲۵ اوت ۱۹۰۸، در لاکروازیک (Le Croisic)، واقع در سواحل خلیج بیسکایا، درگذشت


همراه با دانشمندان فصل یک

بدون نظر

همراه با دانشمندان فصل یک

در بخش اول از شیمی دوم دبیرستان، نام تعداد زیادی از دانشمندان و کارهای آن ها ذکر شده است. در این جا سعی می کنیم تا جمع بندی از این نام ها و دست آورد ها داشته باشیم:

تالس: آب را عنصر اصلی سازنده ی جهان می دانست.

ارسطو: چهار عنصر آب، هوا، خاک و آتش را سازنده ی کاینات اعلام کرد.

بویل: کتاب شیمیدان شکاک را نوشت و گفت شیمی علمی تجربی است و در ضمن عنصر ماده ای است که نمی توان آن را به مواد ساده تری تبدیل کرد. بویل پیشنهاد کرد که دانشمندان افزون بر مشاهده کردن، اندیشیدن و نتیجه گیری که هر سه از ابزار یونانیان باستان بوده است، به پژوهش های علمی نیز اقدام کنند.

دموکریت: نخستین بار گفت که همه ی مواد از ذره های کوچک و تجزیه ناپذیری به نام اتم ساخته شده اند.

دالتون: جان دالتون با نظریه ی اتمی خود، گام مهمی برای مطالعه ی ماده و ساختار آن برداشت. او با استفاده از واژه ی اتم به معنای تجزیه ناپذیر، نظریه ی اتمی خود را به شرح زیر بیان کرد:

۱– ماده از ذره های تجزیه ناپذیری به نام اتم ساخته شده است (امروزه نادرست است).

۲- همه ی اتم های یک عنصر، مشابه یکدیگرند (امروزه نادرست است).

۳– اتم ها نه به وجود می آیند و نه از بین می روند (امروزه در واکنش های معمولی درست است).

۴- اتم عنصر های مختلف جرم و خواص شیمیایی متفاوتی دارند.

۵– اتم عنصر های مختلف به هم وصل می شوند و مولکول ها را به وجود می آورند.

۶- در هر مولکول از یک ترکیب معین، همواره نوع و تعداد نسبی اتم های سازنده ی آن یکسان است.

۷– واکنش های شیمیایی، شامل جابه‌جایی اتم ها یا تغییر در شیوه ی اتصال آن ها در مولکول ها رخ می دهد و در این واکنش ها، خود اتم تغییری نمی کند.

فارادی: او مشاهده کرد که هنگام عبور جریان برق از درون محلول یک ترکیب شیمیایی فلز دار -روشی که به آن برقکافت گفته می شود- یک واکنش شیمیایی در آن به وقوع می پیوندد. اجرای این آزمایش ها به کشف الکترون انجامید.

استونی: فیزیکدانی که ذره های حمل کننده ی جریان برق را الکترون نامید.

تامسون: نسبت بار به جرم (e/m) الکترون را با آزمایشاتی روی لوله ی پرتوی کاتدی محاسبه کرد. او اثبات کرد ذره ای به نام الکترون در اتم وجود دارد و یک ذره ی زیراتمی است. او همچنین یک مدل اتمی ارائه داد که به کیک کشمشی یا مدل هندوانه ای معروف است. ساختار پیشنهادی او عبارت بود از:

۱- الکترون ها که ذره هایی با بار منفی هستند، درون فضای کروی ابر گونه ای با بار الکتریکی مثبت پراکنده شده اند.

۲- اتم در مجموع خنثی است؛ بنابراین مقدار بار مثبت فضای کروی ابرگونه با مجموع بار منفی الکترون ها برابر است.

۳- این ابر کروی مثبت، جرمی ندارد و جرم اتم به تعداد الکترون های آن بستگی دارد.

۴- جرم زیاد اتم، از وجود تعداد زیاد الکترون در آن ناشی می شود.

میلیکان: موفق شد بار الکتریکی الکترون را اندازه بگیرد.

بکرل: به طور تصادفی به خاصیت مهمی پی برده بود که ماری کوری آن را پرتوزایی و مواد دارای این خاصیت را پرتوزا نام نهاد.

رادرفورد: مدل هسته دار را برای اتم ارائه داد و توانست قطر اتم طلا و قطر هسته ی آن را به طور تقریبی محاسبه کند. او دومین ذره ی سازنده ی اتم، یعنی پروتون را کشف کرد و چند سال بعد گفت که پروتون تنها ذره ی سازنده ی هسته نیست. او همچنین بیان کرد که تابش های حاصل از مواد پرتوزا، ترکیبی از ۳ نوع تابش مختلف است که دوتای آن ها باردار هستند.

چادویک: نوترون را کشف کرد.

موزلی: مطالعه ی گسترده ی او بر روی پرتو های x تولید شده از عناصر مختلف، زمینه ساز کشف پروتون به عنوان دومین ذره ی زیراتمی شد. امروزه از او به عنوان کاشف پروتون یاد می شود گرچه این رادرفورد بود که با تحلیل اطلاعات موزلی، به وجود پروتون پی برد.

نیوتون: اعلام کرد که نور، هنگام عبور از یک منشور، شکافته می شود و طیفی پیوسته از رنگ های شبیه رنگین کمان را به وجود می آورد.

 بونزن: چراغ بونزن و دستگاه طیف بین را اختراع کرد. او وقتی مقداری ترکیب مس دار مانند کات کبود را روی شعله گرفت، مشاهده کرد که رنگ آبی شعله به سبز تغییر کرد. همان رنگی که ترکیبات مس به جرقه های آتش در مراسم آتش بازی می داد. با عبور این نور سبز از منشور، الگویی به دست آمد که این الگو را طیف نشری خطی نامید. هر فلز، طیف نشری خطی خاص خود را دارد.

آنگستروم: چهار خط طیفی نشری هیدروژن را یافت و نه سال بعد موفق به اندازه گیری دقیق طول موج هر خط شد.

بور: مدل اتمی خود را بر اساس بندهای زیر بیان کرد:

۱– الکترون در اتم هیدروژن، در مسیری دایره ای شکل که مدار نامیده می شود، به دور هسته ی هیدروژن گردش می کند.

۲- انرژی این الکترون با فاصله ی آن از هسته رابطه ی مستقیم دارد. یعنی هرچه الکترون از هسته دور تر می شود، انرژی درونی آن هم بیشتر شده و در نتیجه ناپایدار تر می شود.

۳- این الکترون فقط می تواند در فاصله های معین و ثابتی پیرامون هسته گردش کند. در واقع الکترون اجازه دارد که مقادیر معینی از انرژی را داشته باشد. به هرکدام از این مقادیر، یک تراز انرژی گفته می شود. تعداد تراز های انرژی در اتم محدود است.

۴– الکترون معمولاً در پایین ترین تراز انرژی ممکن (نزدیک ترین مدار به هسته) قرار دارد. به این تراز انرژی، حالت پایه می گویند.

۵- با دادن مقدار معینی از انرژی، الکترون قادر است که از حالت پایه به حالت برانگیخته منتقل شود.

۶- الکترون در حالت برانگیخته ناپایدار است؛ از این رو همان مقدار انرژی را که پیش از این گرفته بود، از دست می دهد و به حالت پایه بر می گردد.

۷– برای الکترون، مناسب ترین شیوه برای از دست دادن انرژی، نشر نور است.

 شرودینگر: او بر مبنای رفتار دوگانه ی الکترون و با تاکید بر رفتار موجی آن، مدلی برای اتم ارائه داد: در این مدل به جای محدود کردن الکترون به یک مدار دایره ای شکل، از حضور الکترون در یک فضای سه بعدی خبر داد. این فضا اوربیتال نام دارد. او برای مشخص کردن هریک از اوربیتال های یک اتم، از سه عدد کوانتومی n، l و ml استفاده کرد.

پائولی: مطابق با اصل طرد پائولی، هیچ اوربیتالی در یک اتم، نمی تواند بیشتر از دو الکترون در خود جای دهد.


تاریخی از شیمبی

بدون نظر

تاریخی از شیمبی

تصویر

 

شاخه‌ای از علوم تجربی است که از یک سو درباره شناخت خواص ، ساختار و ارتباط بین خواص و ساختار مواد و قوانین مربوط به آنها بحث می‌کند. از سوی دیگر ، راههای تهیه ، استخراج مواد خالص از منابع طبیعی ، تبدیل مواد به یکدیگر و یا سنتز آنها به روشی که به صرفه مقرون باشد، مورد بحث و بررسی قرار می‌د‌هند. این علم با ترکیب و ساختار و نیروهایی که این ساختارها را برپا نگه داشته است، سروکار دارد.

شرح تفصیلی درباره چگونگی واکنش‌ها و سرعت پیشرفت آنها ، شرایط لازم برای فراهم آوردن تغییرات مطلوب و جلوگیری از تغییرات نامطلوب ، تغییرات انرژی که با واکنش‌های شیمیایی همراه است، سنتز موادی که در طبیعت صورت می‌گیرد و آنهایی که مشابه طبیعی ندارند و بالاخره روابط کمی جرمی بین مواد در تغییرات شیمیایی در علم شیمی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

 

پیدایش دانش شیمی (Chemistry science)

انسان از بدو خلقت که بناچار پیوسته با اشیای محیط زیست خود سرو کار پیدا کرد، با شناخت تدریجی نیازهای زندگی خویش و کسب اطلاعات بیشتری درباره خواص آنها ، آموخت که برای ادامه حیات خود به ناچار باید از آنها استفاده کند. با گذشت زمان دریافت که برای استفاده هر چه بیشتر و بهتر از این مواد ، باید در وضعیت و کیفیت آنها تغییراتی وارد کند. این کار با استفاده از گرما و بویژه کشف آتش بصورت عملی در آمده بود.

آغاز دانش بشری را در واقع می‌توان همان آغاز استفاده از آتش دانست. زیرا گرم کردن و پختن مواد و … ، تغییراتی شیمیایی می‌باشد و این خود نشان دهنده این واقعیت است که شیمی ، علمی است که در ارتباط با اولین و حیاتی‌ترین نیازهای جامعه بشری بوجود آمده و برای برآورده کردن هر چه بیشتر این نیازها که روز به روز تنوع حاصل می‌کرد، توسعه و تکام یافته است.

از آنجایی که شیمی ، علم تجربی است و بشر اولیه قبل از هر نوع تفکر و نظریه پردازی ساختار و چگونگی پیدایش مواد موجود در محیط زیست خود ، در اندیشه حفظ خود از سرما و آزمایش‌های مربوط به گرما ، رفع گرسنگی و احتمالا دفاع از هستی خویش بوده و در راه دسترسی به چگونگی تغییر و تبدیل آنها به منظور استفاده هر چه بهتر و بیشتر از آنها قدم برمی‌داشت، بر همین اساس بود که بخش شیمی نظری خیلی دیرتر از بخش کاربردی آن آغاز شد و پیشرفت کرد.

تصویر

 

سیر تکامی و رشد

اولین نظریه درباره ساختار مواد ، حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد توسط فلاسفه یونان بیان شد، در صورتی که شاخه کاربردی شیمی چندین هزار سال قبل از میلاد رواج داشت و قابلیت توجیه پیدا کرده بود. به چند مورد اشاره می‌کنیم.

  • طلا ، اولین فلزی بود که توسط بشر کشف شد و نقره پس از طلا کشف شد و در زندگی بشر کاربرد پیدا کرد.

    مس سومین فلزی بود که کشف شد. سرب ، قلع و جیوه بعد از مس و قبل از آهن کشف شدند.

    آهن به علت دشواریهایی که در استخراج آن وجود داشت، دیرتر از فلزات فوق کشف و مورد استفاده قرار گرفت.

  • ساختن شیشه رنگی (سبز و آبی) و شیشه بی‌رنگ در مصر و بین‌النهرین و در کشورهای مجاور دریای اژه و دریای سیاه و تهیه بطری‌های شیشه‌ای در بین‌النهرین متداول شد.
  • کوزه‌گری ، سفالگری و استفاده از لوحه‌های سفالی و تهیه لعاب و لعاب دادن ظروف سفالی در مصر و بین‌النهرین متداول شد.
  • تهیه پارچه‌های نخی ، ابریشمی و پشمی و رنگرزی آنها با رنگهای نیلی ارغوانی و قرمز و … رواج یافت. رنگ قرمز از حشره‌ای به نام قرمزدانه ، رنگ نیلی از گیاهی بنام ایندیگو و رنگ بنفش از جانور دریایی بدست آمد.
  • دباغی پوست با استفاده از زاجها ، تهیه الکل ، سرکه ، روغن ، مومیا و استخراج نمک از آب دریا انجام گرفت.

 

تصویر

 

طبقه‌بندی علم شیمی

شیمی محض یا شیمی نظری

درباره شناخت خواص و ساختار و ارتباط خواص و ساختار مواد و قوانین مربوط به آنها بحث می‌کند.

شیمی عملی یا شیمی کاربردی

راههای تهیه ، استخراج مواد خالص از منابع طبیعی ، تبدیل مواد به یکدیگر و یا سنتز آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد.

دامنه علم شیمی

بدین ترتیب دامنه علم شیمی در زمینه‌های نظری و عملی فوق‌العاده گسترش حاصل کرد و نقشهای حساس را در زندگی انسان به عهده گرفت. بطوری که امروزه میزان برخورداری هر جامعه از تکنولوژی شیمیایی ، معیار قدرت و ثروت و رفاه آن جامعه محسوب شده و بصورت جزئی از فلسفه زندگی در آمده است.


بدون نظر

ماری كوری – بانوی برجسته جهان علم

شکفتن استعداد

روزی در یکی از جلسات سخنرانی یکی از اساتید بزرگ ریاضیات ، دختری جوان ، سخنان استاد را یادداشت می کرد. استاد در ضمن بیاناتش گفت: “من از دل ذره ، آفتاب بیرون می‌آورم.”

دختر جوان این سخن استاد را با مسرت پذیرفت و با خود چنین اندیشید: علم قدرتی دارد که حتی تصور آن برای ما لذت‌بخش است. دانشمندان بزرگ گفته‌اند که جهان ، همچون کتاب بزرگی است که در هر سطرش رازی نهفته دارد. مردم ، کلمات این کتاب را خوانده و متحیر می‌شوند، ولی دانشمندان با مطالعه آن ، پرده از راز طبیعت برمی‌دارند.

تاریخچه

دختر جوان ، اهل کشور لهستان بوده و ماری نام داشت. وی در شهر ورشو ، پایتخت لهستان در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد و در همان شهر ، تحصیلات دبیرستان خود را به اتمام رسانید. سپس با مشکلات اقتصادی زیادی در دانشگاه پاریس به تحصیل ادامه داد.وی اتاق کوچکی داشت و چون هزینه برق زیاد بود، شب‌ها به کتابخانه‌ای می‌رفت و تا دیر وقت در نور و گرمای کتابخانه به مطالعه می‌پرداخت.

پیوند علمی یا پیوندی ناگسستنی

ماری در سال چهارم دانشگاهش در پاریس با دانشمند جوانی به اسم “پیر کوری” آشنا شد. این آشنایی ، ریشه دار شد و این دو جوان شیفته علم را به هم پیوند داد. در سال ۱۸۹۵ این دو دانشمند ، پیوند زناشویی بستند و از آن پس ، ماری را ماری کوری نامیدند.

پایان نامه ماری کوری

ماری کوری برای اخذ گواهینامه پایان تحصیلاتش با راهنمایی همسرش بر روی عناصری که بعدها مواد رادیو اکتیو نام گرفتند، به تحقیق پرداخت. وی پایان نامه خود را با آزمایش درباره یگانه عنصر رادیو اکتیو شناخته شده آن زمان ، آغاز کرد . او در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که پرتوزایی در سنگ معدنی اورانیوم از خود اورانیوم بیشتر است. بنابراین ، وجود عناصر ناشناخته با شدت تشعشعی بالا را در سنگ اورانیوم حدس زد.

حدس ماری پس از انجام آزمایشاتی به تحقق پیوست و او اسم آن عنصر را “رادیوم” گذاشت. به زودی معلوم شد که می‌توان رادیوم را در صنعت و پزشکی بکار گرفت. گروهی از مهندسان آمریکایی می‌خواستند تکنیک به دست آوردن رادیوم را از دانشمندان جوان بخرند، اما آنها با چشم پوشی از مسایل مالی ، روش به دست آوردن رادیوم را منتشر کردند.

صعود ماری کوری به قله دانش

در سال ۱۹۰۳، فرهنگستان علوم سوئد به پیر کوری ، جایزه نوبل داد. اندکی بعد وی استاد دانشگاه پاریس شد و ماری کوری نیز ریاست آزمایشگاه فیزیک را در دانشگاه پاریس عهده دار شد. این دو دانشمند دو دختر داشتند. البته زمان زیادی نگذشت که پیر کوری در تصادفی کشته شد و ماری کوری به سوگ همسرش نشست.

بعد این حادثه ناگوار به پیشنهاد هیأت دانشگاه در جای همسرش به تدریس پرداخت و تا آن زمان هیچ زنی چنین رتبه علمی نداشت. ماری هنگام تدریس در دانشگاه ، تحقیقات خود را درباره رادیوم تکمیل کرد و در سال ۱۹۱۱ دومین جایزه نوبل از طرف فرهنگستان علوم سوئد به وی عطا شد.

 

قاتل نامرئی ماری کوری که بود؟

ماری کوری در سال ۱۹۳۴ در پاریس در گذشت. مرگ وی برای پزشکان حیرت انگیز بود که چه مرضی او را از پای درآورده بود؟ ماری چندین سال با رادیوم کار کرده و در معرض تشعشعات آن قرار گرفته بود. پزشکان بر این عقیده بودند که قاتل نامرئی وی رادیوم بوده است.

ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی ماری کوری

زندگی این بانوی برجسته که دو جایزه نوبل گرفت، سرشار از امید و تلاش بود. وی ابتدای دوران جوانیش را با زندگی دشواری شروع کرد و در سایه سعی و تلاش به بزرگترین مقام علمی جهان رسید. هیچ گاه شهرت و مقام او را فریفته نکرد و با وجود مقام بلند علمی در خانه ، کدبانو و مادری مهربان بود. اینیشتین درباره او گفته است : “ماری کوری یکی از نام آورترین کسانی است که نام و آوازه او را نفریفت


گاز گرفتن دم خود: تاریخ کشف بنزن زنگ تفريح شيمي

بدون نظر

گاز گرفتن دم خود: تاریخ بنزن زنگ تفريح شيمي


بنزن یکی از ستاره‌های بزرگ شیمی است. این ماده موارد مصرف گوناگونی دارد و پایه‌ی تولید خیلی از ترکیبات مفید می‌باشد. ولی آیا می‌دانستید که ساختمان آن مبنای بحث زیادی در قرن نوزدهم بوده است؟

کشف بنزن
 مایکل فارادی
بنزن برای اولین بار به وسیله‌ی مایکل فارادی (Michael Faraday) در سال ۱۸۲۵ کشف و بی‌کربورت (bicarburet) هیدروژن نامیده شد. در سال ۱۸۳۳، مجددا توسط ایلهارد میچرلیچ (Eilhard Mitscherlich) از صمغ بنزوئن تقطیر شد. (و این دلیل نام فعلی آن می باشد). از آنجایی که بنزن بسیاری از مواد چرب و ارگانیک را حل می کند، به صورت گسترده در زدودن رنگ و مواد ارگانیک از سطوح فلزات کاربرد دارد. در سال ۱۸۴۹، چارلز منزفیلد (Charles Mansfield) روشی برای استخراج بنزن از قطران ذغال در مقیاس صنعتی بدست آورد.
اشتباه در ساختار
 فردریش اگوست ککول
به عنوان یک ماده ی شیمیایی مهم، اقدامات زیادی در جهت تعیین ساختار شیمیایی بنزن صورت گرفته است. از قبل معلوم بود که بنزن دارای ۶ اتم از هریک از عناصرکربن و هیدروژن می باشد(C6H6). این موضوع شیمیدان‌ها را در برابر معمایی قرار داده بود، چرا که هر اتم کربن می‌تواند با ۴ اتم دیگر پیوند داشته باشد. این موضوع به وسیله فردریش اگوست ککول ( Friedrich August Kekule) اثبات شده بود، که وی سرآمد شیمیدانان زمان خود بود. در بنزن اتم‌های کربن فقط با ۲ اتم دیگر پیوند دارند و به نظر می‌رسد در این ماده قوانین تدوین شده به وسیله ککول رعایت نمی‌شود.
آرچیبالد اسکات کوپر (Archibald Scott Couper) و جوزف لوشمیت (Joseph Loschmidt) ساختار امکان پذیری را ارائه کردند تحت عنوان اتم های اشباع نشده کربن. در یک مولکول، یک اتم کربن وقتی که با ۴ اتم دیگر پیوند داشته باشد، اشباع شده گفته می‌شود. و وقتی اتم کربن با اتم کربن دیگری با بیش از یک پیوند مرتبط باشد اشباع نشده خوانده می‌شود.
بنابراین تفکر ساختار غیر اشباع برای بنزن شروع شد.
ساختار فردریش اگوست ککول 
 
بنزن برای ککول چالشی بزرگ بود. او سال‌های زیادی را به تلاش بر روی ساختار آن صرف کرد. زمانی که در مورد این مسئله فکر می‌کرد، کار را لحظه ای کنار گذاشت و به هنگام استراحت دچار رویای روزانه شد و در این رویا او یک مار زنگی را دید که چمبره زده بود و یک دفعه مار دم خود را با دهان گرفت. این موضوع او را به این فکر انداخت که بنزن ممکن است یک حلقه باشد.
در سال ۱۸۶۵، او ساختار پیشنهادی‌اش را برای بنزن در مقاله‌ای در یک ژورنال فرانسوی زبان چاپ کرد. او توضیح داد که هسته‌ای از ۶ اتم کربن با پیوندهای تناوبی یگانه و دوگانه بنزن را تشکیل می‌دهند.
این ساختار در ابتدا تعداد زیادی از پدیده‌های مربوط به بنزن را توضیح می‌داد. شیمیدانان آلی حالا قادر بودند راه خود را ادامه داده و هزاران تعداد از مشتقات بنزن را برای مصارف صنعتی، پزشکی، و مصارف دیگر تولید کنند. این کشف به قدری مهم بود که ۲۵امین سالگرد آن به طرز باشکوهی توسط انجمن شیمیدانان آلمان جشن گرفته شد.
این داستان نشانگر مثلی قدیمی است که می‌گوید: استثناها هستند که قواعد را شکل می‌دهند.
منبع :رشد شبکه ملی مدارس

صفحه 1 از 212